♥750♥ - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 13:16
سلام وقت بخیربابت آگهی هفت سین پیام میدمچند تا مدل لوکس با قیمت که خودتون بیاید تزیین کنید برام بفرستید. 750 روز از آشناییمون میگذره...مرسی که هستی. مرسی ♥ بهترین آبجی دنیا ♥
نفس نفس - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 13:16
یه روز یه داداشی بود آبجیشو خیلی دوست داشتقرار گذاشت آبجیشو ببینهآبجیش اومد سر قرارتو کافه سوله خوش تیپ، خوشگل، با کلاس، شیک،خجالتی اون روز بهترین روز زندگی داداش بودداداش 7 روز برای مرخصی رفته بود که
یه آهنگ گوش کن - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 13:16
شــریــکــم بــاش
هفته نخست فروردین - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 13:16
برای پاسداشت و قدردانیاز اینکه همواره مانند خواهری دلسوز و مهربانکنار بنده بودی تا نکند لحظه ای آزرده خاطر گردمهزاران شاخه گل نرگس تقدیم تو باد. بابا ی جا خوندم نوشته بود هفته اول فروردین برا قدر دانی
مورد اول - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 4:30
مورد اول این که خیلیییییییییی دلم برت یه ذره شده اندازه سوراخ دماغ مورچه شده مورد دوم اینکه بازم خیلیییییییییی دلم برات تنگ شده مورد سوم تو پست بعد میگم
مورد دوم - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 4:30
مورد دوم رو تو پست قبل گفتم عزیزمولی بازم میگم دلم خیلییییییییی برات تنگ شده ولی خو خداروشکر به زودی برا دیدنت میام
خب مورد سوم - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 4:30
مورد سوم مورد خیلی پیچیده ایه اینکه بگم خیلی دوستت دارم کمهباید بگمفقط تورو دوست دارم
مورد چهارم - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 4:30
چهار ماهه ک ندیدمت
مورد پنج و شیش و هفت و هشت و نه و ده - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 4:30
مورد پنج و شیش و هفت و هشت و نه و ده اینه که خیلی عزیزی
مورد یازده و دوازده تا 21 - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 4:30
مورد 11 و دوازده تا 21 اینه که آرزو میکنم1- خوشبخت بشی2- سلامت باشی3- خنده رو لبات4- گریه هات از رو سورپرایز و خوشحالی باشه5- چشم حسودات بترکه6- دست بد خواهات بشکنه7- عشق واقعی و ابدی رو زود زود تجربه
مورد 22 - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 4:30
تولدت پیشاپیش مبارک عشقمتولدت پیشاپیش مبارک عشقمتولدت پیشاپیش مبارک عشقمتولدت پیشاپیش مبارک عشقمتولدت پیشاپیش مبارک عشقمتولدت پیشاپیش مبارک عشقمتولدت پیشاپیش مبارک عشقمتولدت پیشاپیش مبارک عشقمتولدت پی
خب مورد 23 - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 4:30
به معما های زیر پاسخ دهید:1- بلند ترین کوه جهان قبل از کشف کوه اورست کدام بود؟2- 5نفر شریکی تاکسی میخرن بعد یک ماه ورشکست میشن. چرا؟3- همون 5 نفر میرن رستوران میزنن بعد یک ماه ورشکست میشن. چرا؟4- همون 5 نفر میرن پی کار خودشون و از هم جدا میشن. چرا هم نداره.5- اون 5 نفر با هم رفتن زیر یه چتر ولی خیس ...
پریماه 10 - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 4:30
پریماه: برای خرید وسایل خانه ی جدید با مادرم قدم می زدیم. با بی میلی و بی تفاوتی از کنار تمام مغازه ها رد می شدم. مادرم گفت: پریماه نمیخوای یه نظر بدی؟ هر چی میپرسم میگی خوبه.خوبن دیگه مامان. چی بگم؟
پریماه5 - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 7:52
دوست نداشتم فقط تماشاگر او باشم. راه عشق صدها قدم دارد و من تازه قدم اول را برداشته بودم. چگونه میتوانستم کانون توجه باشم؟ این فاصله ی عاطفی بین من و والدینم کار را سخت میکرد البته طبیعی است که در ن
چه خبرتونه؟ - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 7:52
نرگس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چه خــــبـــــــرتونهههه شما دخترا؟خخخخوالا دیگهجوگیر نشیدا! فک کردین فقط شما "روز" دارین؟روز پسرا هم هست خوبشم هستدوتا هم هسسسسستخودشم روز جهانیهپسرا رو دو دسته کردندسته ی اول سندش: کلی
پریماه 6 - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 7:52
مادرم که آن حرف را زد منجمد شده بودم. مات و بی حرکت مانده بودم. صبر کردم تا خودش سر بحث را باز کند. "تو از کِی عاشقی؟این پرسش آیینه بود از منخودش از اشکهایم فهمیدکه مدتهاست مدتهاست" -فاضل نظری-آن ش
چقد سخته - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 7:52
می پرسی چی؟......تو ادامه مطلب نوشتم. رمز داره
پریماه 7 - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 7:52
سارا گفت: میدونی چیه؟ راستش … نمیدونم چطوری بهت بگم…گوشی سارا زنگ خورد. پدرش بود. گفت روبه روی پارک منتظرتم. و سارا بدون تمام کردن جمله اش خداحافظی کرد و رفت.من مات و مبهوت مانده بودم. من ماندم و صدها
پریماه 8 - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 7:52
همین که از پنجره بیرون را نگاه کردم دیدم هادی دوان دوان به سمت سر کوچه می رود. ناخواسته قهقهه ی بلندی زدم. هادی ایستاد. سریع از کنار پنجره کنار رفتم که مرا نبیند. هنوز میخندیدم. دویدنش تماشایی بود. ِی
o menem - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 7:52
damla - o menem